خدایان باستان

دنیای اساطیر باستان

Pandora

پاندورا (به یونانی: Πανδώρα، به انگلیسی: Pandora)، در افسانه‌های یونان باستان، نخستین زن روی زمین است.
هفائستوس او را به دستور زئوس از آب و گِل ساخت تا پرومتئوس که با انسان‌ها دوستی می‌کرد را مجازات کند. خدایان به او نعمت‌های فراوانی بخشیدند؛ آفرودیته به او زیبایی بخشید، آپولو موسیقی، هرمس اعتقادات دینی و هر خدای المپین دیگری نیز به همین ترتیب هدیه‌ای به پاندورا داد؛ از این رو در پایان هرمس نام پاندورا به معنی «تمام نعمت‌ها» را روی او می‌گذارد.
پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت، اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید.
پاندروا در جعبه‌ای که گفته شده بود هرگز نگشاید، گشود و مصیبت‌ها بر روی زمین پراکنده شد. تنها امید در جعبه باقی ماند تا تسلای بشر باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

کنتاوروس

سانتور (به یونانی: Κένταυροι، تلفظ: کنتاوروس یا قنطورس) در میان اساطیر یونان جز معروف ترین موجودات است. سانتور موجودی است نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنهٔ انسان و بدن و چهار پای اسب، به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع می‌شد به جای آن قرار دارد.
قنطورس یا سانتور، نام اَخلاف [ایکسیون]، پادشاه تسالی، بود.ایکسیون به خاطر قتل پدرزنش، عذاب وجدان داشت. زئوس بر او ترحم کرد و او را به کوه المپ برد. اما ایکسیون عاشق هِرا همسر زئوس شد. زئوس از ماوقع مطلع شد و ابری را به شکل هرا به سراغ ایکسیون فرستاد. از نزدیکی ایکسیون و این ابر موجودی به اسم کِنتاروس به دنیا آمد و از آمیزش او با مادیان‌های کوه پلیون، تمام سانتورها به وجود آمدند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

آنچه گذشت

در زمانهای بسیار دور، انسان ناشناخته ها و وقایع طبیعی مانند باران، صاعقه، گرما و سرما، شب و روز، تغییر فصل، مرگ و زندگی و مانند اینها را زاییده قدرت خدایانی میدانست که بر زمین و موجودات آن حکومت میکردند.از نظر آنها این خدایان نه تنها به خودی خود در انجام بعضی امور و وقایع دست داشتند بلکه مناسبات و روابط بین آنها هم در سرنوشت انسانها تاثیر مستقیم داشت. خدایان باستان در تمام جوامع بشری وجود داشته اند و هیاتی انسانی با نیروی مافوق بشری داشته اند، آنها جاودان بودند و میتوانستند با انسانهای عادی وصلت کرده و بچهدار شوند، فرزندان این خدایان "نیمه خدا" بودند و با وجود داشتن قدرت مافوق بشری، میرا بودند. و
خدایان و داستانهای اساطیری در ابتدا به منظور توضیح اسرار زندگی به کار میرفتند اما به تدریج نبرد موجودات افسانه ای و ماجراهای پر آب و تاب قهرمانان چنان شیرین و جذاب شد که با وجود پیشرفت علم و حضور پیامبران موحد، اساطیر باقی ماندند و در تمام هنرها حضور بارزی یافتند.
در این میان اساطیر یونان به دلیل تکیه فراوان ادبیات باستان یونان و بعد ادبیات مدرن جهان بر آنها و همچنین ساده تر بودن نامهای خدایان به گوش آشنا تر است.از طرفی نباید از تاثیر فراوان فیلمهایی که با تکیه بر اسطوره های یونان تهیه شده است غافل شویم. به همین دلیل معرفی خدایان اساطیری را با معرفی مختصر خدایان المپ (The Olympians) آغاز میکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

کوه المپ

در اساطیر یونانی، 12 خدای مرد و زن با عمر جاودانه بر جهان حکمرانی می کردند. خدایان کوه المپ، که به دلیل زندگی بر قله المپ به این نام خوانده می شدند، بعد از غلبه بر تیتان، خدای خورشید، به قدرت رسیدند. تمامی خدایان المپ با یکدیگر خویشاوندی دارند. رومیان نیز از بیشتر خدایان زن و مرد یونانی با نامهای جدید اقتباس کرده اند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

یاداوری

در تلقى مردم یونان ، خدایان به صورت انسان تصور مى شدند و خصوصیات انسانى داشتند ولى جاودانه بودند. اساطیر یونان ، فرهنگ انسانى خدایان بشمار مى رود، نخستین خداى یونان گائیا بود که انسان و حیوان و گیاه را خلق مى کرد. و آخرین خدا، کرونوس بود؛ خدائى بى رحم که اولاد خودش را مى خورد. تنها یکى از فرزندان او به نام زئوس به همت مادرش رآ از چنگال پدر جان بدر برد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

آناهیتا

آناهیتا
اَردوی‌سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان ، ایزد‌بانوی ایرانی بسیار برجسته‌ای است كه نقش مهمی در آیین‌های ایرانی دارد و پیشینه‌ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره‌های پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می‌رسد .
آناهیتا ،اَناهید یا ناهید در پارسی به معنای دور از آلودگی است . ناهید شکل پارسی امروزی از نام «آناهیت» در پارسی میانه و «آناهیتا» از پارسی باستان آمده است . معنی آن «نا آلوده» (یعنی پاک یا بی آلایش) و یا «ناخشمگین» (یعنی آرام و با آرامش) است . هر دو معنی می‌تواند درست باشد چون «هیتا» هردو معنی «آلوده» و «خشمگین» را داراست . در بعضی منابع ذکر شده «اهیته» به معنی آلودگی و «ا» پیشوند نفی بوده که به دلیل وجود دو حرف مشابه «ا» ، حرف ربط «ن» بین آن دو آمده: ا + اهیته = اناهیته = اناهیتا
بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام «آبان یشت» (یشت پنجم) که یکی از باستانی‌ترین یشت‌هاست به این ایزدبانو اختصاص دارد . در این یشت او زنی است جوان ، خوش‌اندام ، بلندبالا ، زیباچهره ، با بازوان سپید و اندامی برازنده ، كمربند تنگ بر میان بسته ، به جواهر آراسته ، با طوقی زرین بر گردن ، گوشواری چهارگوش در گوش ، تاجی با سد ستاره‌ی هشت‌گوش بر سر ، كفش‌هایی درخشان در پا ، با بالاپوشی زرین و پاچینی از پوست سگ آبی .
اَناهید گردونه‌ای دارد با چهار اسب سفید . اسب‌های گردونه­ی او ابر ، باران ، برف و تگرگ هستند .
بسیاری از ویژگی‌های این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد . هردوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه سپيده دم

اوشس» خدا بانوي سپيده دم
اوشس خدا بانوي سپيده دم مشهور ترين ايزد بانوو الهام بخش زيبا ترين سرودهاي ودايي است. در اين سرودها اوشس يا اوشا در جامه اي سرخ فام با حاشيه زرين و چون عروسي با وقار يا زني زيبا است كه هر بامداد به هنگام بدرود با شوهر خويش زيبايي او فزوني مي گيرد.طبق روايت ريگ ودا اوشا يا اوشس ازلي و پيوسته جوان ، نَفَس بخش همه باشنده گان ، بيدار كننده خفتگان از خواب مرگ آسا ، بر انگيزاننده پرندگان در آشيان ها و مردان در خانه ها و روان سازنده آنان به كار موظف روزانه است.او پديد آورنده ثروت و بركت بخش زمين است.

اوشس دختر دياووس(خداي آسمان) ، خواهر اگني(خداي آتش) و چون او در آسمان ، ابر ها و زمين داراي تولد سه گانه و پيوند دهنده آسمان و زمين است.همچنين او خواهر اديتاها يا همسر سوريا(خداي خورشيد) مي دانند و گردونه او رخشان و حمل كننده گان آن هفت ماده گاو سرخ فاواند. او با آنكه خود جوان و زيبا و دلرباست نمادي از گذر عمر انسان ها است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

varona

وارونا
كهن‌ترين خدايان هندواروپايي، ديائوس “dyaus” بوده كه از لحاظ اشتقاق با deva سانسكريت daeva اوستايي، deus لاتين، theos يوناني، devas ليتواني و dev پهلوي، ديو فارسي و همچنين با dieu فرانسوي همريشه است، به معناي روشنايي و درخشيدن، درگذشت روزگاران، اين خدا در اعتقادات برخي از اقوام هندواروپائي و همچنين قوم ايراني،‌از مقام فرمانروايي تنزل پيدا كرد و به مرتبه پديده‌هاي آسماني چون روشنايي روز و غيره درآمد.

پس از نزول ديائوس، خداي ديگري، «وارونا» “varuna” جايگزين آن شد. «وارونا» به همراه «ميترا» در رأس خداياني است كه در معاهده بغازكوي به آنها اشاره شده است. كلمه «وارونا» از ريشه Ver به معناي پيوستن است. وي ضامن پيمانها و معاهداتي است كه آدميان را به يكديگر مربوط مي‌كند و به معناي قاعده و قانون است. «وارونا» يكي از دو ايزد اصلي در « ريگ ودا» است. در ريگ ودا از آن با عنوان Visvadarsta يا ظاهر در همه جا4 ياد كرده‌اند. وي هزار چشم و ديده‌بان دارد و هيچ چيز از نظر او دور نيست و بر همه چيز آگاه و تواناست؛ وارونا حاكم مطلق است و ناظم نظام عالم. «منم آن پادشاه فرمانده كه حكمراني از آن من است و منم كه بر همه عالم فرمان مي‌رانم، همه ناميراها از آن من‌اند. خدايان از وارونا فرمانبرداري و پيروي خواهند نمود، منم پادشاه وارونا كه همه قدرت‌هاي برتر آسماني به من اعطا شده است…».5 از القاب وي «آسورا»ست به معناي سرور و مولي. وجود همين لقب موجب شده كه بسياري از محققان، اهورمزداي زرتشتي را با وارونا مقايسه كنند. ايشان، صفات و وظايف مشترك اين دو را دليل بر اين آورده‌اند كه پس از اصلاح ديني زرتشت، اهورمزدا جايگزين وارونا شد. اهورمزدا نيز مانند «وارونا» بر همه چيز آگاه و همه جا حاضر و فريب‌ناپذير و خردمند و نيرومند است.

در بسياري از سرودها ريگ ودا و همچنين معاهده بغازكوي، نام «وارونا» در كنار «ميترا»6 آمده است و اين زوج خدايان در كنار هم حافظ قانون و نظام عالم “rta” سانسكريت و “Asa” اوستايي هستند «اي وارونا، و ميترا لطف و عنايت شما در تمام عالم گسترده است...از لطف شما خدايان است كه ما روزي فراوان براي بقا حاصل مي‌كنيم».7 «اين سرودها را به وارونا و ميترا تقديم مي‌داريم... باشد كه وارونا و ميترا براي ياري ما اين قرباني را بپذيرند».
وارونا و میترا را از فرزندان آدیتی خدای روشنایی ومادر خدایان می دانند .
وارونا خدای آسمان و رب النوع شب نیز هست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

خدایان کامل جهان

- A -

Agdistis or Angdistis

Ah Puch

Ahura Mazda

Alberich

Allah

Amaterasu

An

Anansi

Anat

Andvari

Anshar

Anu

Aphrodite

Apollo

Apsu

Ares

Artemis

Asclepius

Athena

Athirat

Athtart

Atlas

- B -

Baal

Ba Xian

Bacchus

Balder

Bast

Bellona

Bergelmir

Bes

Bixia Yuanjin

Bragi

Brahma

Brigit

- C -

Camaxtli

Ceres

Ceridwen

Cernunnos

Chac

Chalchiuhtlicue

Charun

Chemosh

Cheng-huang

Cybele

- D -

Dagon

Damkina (Dumkina)

Davlin

Dawn

Demeter

Diana

Di Cang

Dionysus

- E -

Ea

El

Enki

Enlil

Eos

Epona

Ereskigal

- F -

Farbauti

Fenrir

Forseti

Freya

Freyr

Frigg

- G -

Gaia

Ganesha

Ganga

Garuda

Gauri

Geb

Geong Si

- H -

Hades

Hanuman

Hathor

Hecate (Hekate)

Helios

Heng-o (Chang-o)

Hephaestus

Hera

Hermes

Hestia

Hod

Hoderi

Hoori

Horus

Hotei

Huitzilopochtli

Hsi-Wang-Mu

Hygeia

- I -

Inanna

Inti

Iris

Ishtar

Isis

Ixtab

Izanaki

Izanami

- J -

Jesus

Juno

Jupiter

Juturna

- K -

Kagutsuchi

Kartikeya

Khepri

Ki

Kingu

Kinich Ahau

Kishar

Krishna

Kukulcan

- L -

Lakshmi

Liza

Loki

Lugh

Luna

- M -

Magna Mater

Maia

Marduk

Mars

Medb

Mercury

Mimir

Minerva

Mithras

Morrigan

Mot

Mummu

Muses

- N -

Nammu

Nanna

Nanna (Norse)

Nanse

Neith

Nemesis

Nephthys

Neptune

Nergal

Ninazu

Ninhurzag

Nintu

Ninurta

Njord

Nut

- O -

Odin

Ohkuninushi

Ohyamatsumi

Orgelmir

Osiris

Ostara

- P -

Pan

Parvati

Phaethon

Phoebe

Phoebus Apollo

Pilumnus

Poseidon

- Q -

Quetzalcoatl

- R -

Rama

Re

Rhea

- S -

Sabazius

Sarasvati

Selene

Shiva

Seshat

Seti (Set)

Shamash

Shapsu

Shen Yi

Shiva

Shu

Si-Wang-Mu

Sin

Sirona

Sol

Surya

Susanoh

- T -

Tawaret

Tefnut

Tezcatlipoca

Thanatos

Thor

Thoth

Tiamat

Tlaloc

Tonatiuh

Toyo-Uke-Bime

Tyche

Tyr

- U -

Utu

Uzume

- V -

Venus

Vesta

Vishnu

Volturnus

Vulcan

- X -

Xipe

Xi Wang-mu

Xochipilli

Xochiquetzal

- Y -

Yam

Yarikh

Yhwh

Ymir

Yu-huang

Yum Kimil

- Z -

Zeus

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

اسطوره شناسی

با توجه به گوناگونی افسانه ها و اساطیر یونان باستان مشکل است که بتوان درخت خانوادگی واحدی را برای خدایان و اسطوره های یونان رسم نمود. با این حال دو روایت از اسطوره های یونان موجود است که برای اکثریت یونانیان باستان قابل قبول بوده است. یکی توسط هزویاد (Hesiod) - قرن هشتم پیش از میلاد - شاعر یونان باستان در کتاب Theogony(شجره ی خدایان) و دیگری مجموعه ی کتابخانه (The Library)که توسط یکی از مولفان داستان های اساطیر به نام آپولادوروس (Apollodorus) در قرن دوم پیش از میلاد تالیف شده است.با توجه به اسطوره های یونان در مورد افسانه ی آفرینش، خداوند ِمطلق کیئاس (Chaos در یونانی به معنای تهی شگرف) شروع و پایه ی همه ی آفرینش بود. از کیئاس الهه ی زمین گیئا (Gaea)، دنیای بی پایان و ژرف فرو جهان (Underworld) و خدای عشق اروس (Eros)، به وجود آمدند. اروس ،خدای عشق، وظیفه ی به هم رساندن جاودانان را برای تولید مثل بر عهده داشت. کیئاس شب را به وجود آورد، و گیئا الهه ی زمین، خدای آسمان ها اورانوس (Uranus) را و پس از او کوه ها، دریا، و خدایانی به نام تایتان ها (Titans) را به وجود آورد. تایتان ها قدرتمند و بزرگ بودند و کرداری خودپسندانه و گستاخانه داشتند. جوان ترین و مهم ترین تایتان کرونوس (Cronus) نام داشت. اورانوس و گیئا که خداوند و الهه ی آسمان و زمین بودند همچنین سایکلوپ ها را (Cyclopes) به وجود آوردند. غول هایی یک چشم که آذرخش و صاعقه را پدید می آوردند.از جمله مشخصات دیگر اسطوره های یونانی علاوه بر اختلاف آنان از منطقه ای به منطقه ی دیگر، تجسم خدایان شبیه به آدمیان بود. با همان کالبد و با همان احساسات و همینطور با زندگی اجتماعی در طبقات مختلف قدرت شبیه به انسان ها. با این حال تفاوت عمده ای میان خدایان و انسان ها وجود داشت: انسان ها می مردند، ولی خدایان جاودان بودند.قهرمانان نیز بخش عمده ای از اسطوره های یونان را تشکیل می دادند و داستان هایی که در مورد آن ها گفته می شد اغلب برای مردم بسیار جدی تلقی می گشتند.یونانیان قهرمانان انسانی گذشته را از خدایان به خود نزدیک تر و شبیه تر می دانستند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

زئوس

زئوس فرزندان زیادی از زنان فانی و جاودان داشت. از زنی فانی به نام سِمِله (Semele) او پدر دایونایسِس (Dionysus) بود. خدای شراب و مستی و شور. از لتو (Leto) یکی از تایتان ها زئوس پدر آپولو و آرتمیس بود که دو تن از مهم ترین جاودانان ساکن المپ بودند. آرتمیس باکره باقی ماند و شکار را حوزه ی الهیت خود انتخاب نمود. آپولو پروردگار موسیقی و پیشگویی گشت. مردم معبد او را در دلفی (Delphi) زیارت می کردند تا از پیشگویی های او بهره مند گردند. از پری دریایی، مایا (Maia) زئوس پدر هرمس (Hermes) گشت. خداوند شیاد المپ که توانایی شکستن هر قید و بند و گذر از هر مرزی را داشت. هرمس روح مردگان را به فروجهان (Underworld) هدایت می کرد، پیغام های میان خدایان با فانی ها و برعکس را رد و بدل می کرد، و خوابی جادویی را بر شب زنده داران مستولی می ساخت. دو جاودان دیگر المپ، هفاستیوس و آتنا تولدهایی غیرعادی داشتند. هرا بدون یک زوج مذکر، هفاستیوس را حامله گشت. خداوندی آهنگر که بعدها زئوس بر او خشم گرفت و او را که به کمک مادرش آمده بود از روی کوه المپ به پایین پرت کرد. هفاستیوس از کوه المپ بر جزیره ی لِمنوس (Lemnos) افتاد و لنگ شد. تولد آتنا از این هم غیر عادی تر بود. زئوس و متیس (Metis) - فرزند یکی از تایتان ها به نام اُشِنوس (Oceanus) والدین او بودند. اما گیئا - الهه ی زمین - به زئوس هشدار داده بود که مِتیس پس از به دنیا آوردن دختری که در شکم داشت، پسری به دنیا خواهد آورد که فرمانروای آسمان خواهد گشت. زئوس برای جلوگیری از، از دست دادن تاج و تختش مِتیس را بلعید. همانطور که کرونوس فرزندانش را از ترس از دست دادن قدرت بلعیده بود. فرزند مِتیس، آتنا، از سر زئوس که توسط هفاستیوس با تبر شکافته شده بود، متولد گشت. آتنا ،که او نیز الهه ای باکره بود، الهه ی حکمت و ابزار جنگی گشت. او همچنین محافظ و پشتیبان شهر آتن (Ahtens) بود.زئوس پس از رسیدن به بزرگسالی، پدرش کرونوس را وادار به بالا آوردن فرزندانی کرد که بلعیده بود. سپس با کمک آنان و مسلح به صاعقه، با پدرش و تایتان ها به جنگ برخاست و بر آنان پیروز شد. وی پس از آن رژیم تازه ای را به مرکزیت کوه المپ (Olympus) در شمال یونان، به وجود آورد که در آن زئوس به فرمانروایی آسمان پرداخت. برادرش پوزئیدون خداوندگار دریا شد و برادر دیگرشان هادس خداوند دنیای مردگان (فرو جهان، Underworld) گشت. همچنین خواهرشان هِستیا الهه ی خانواده و دیمِتِر الهه ی کشت گشت. زئوس با خواهرش هرا ازدواج نمود و او ملکه ی آسمان ها و نگاهبان ازدواج و تولد گشت. یکی از فرزندان آنان آرس (Ares) خداوندگاری جنگ را بر عهده داشت.چهار فرزند از زئوس و یک فرزند از هرا نیز به جمع خدایان ساکن المپ، زئوس، هرا، پوزئیدون، هادس، هِستیا، دیمِتِر، و آرس پیوستند. اینان،  آپولو (Apollo)، آرتمیس (Artemis)، (Hermes)، و آتنا (Athena)، فرزندان زئوس، و هِفِِستِئوس (Hephaestus) فرزند هرا بودند. و بدین گونه دوازده خداوند و الهه ی اصلی در کوه المپ زندگی و به ساکنان المپ (Olympians) مشهور بودند. و اورانوس برای مقابله با پدید آمدن رقیبی برای خدائیش، فرزندانی که گیئا به دنیا آورده بود را به زور به بطن مادر باز گرداند. با این حال کوچک ترین فرزند، کرونوس در مقابل پدرش ایستاد، آلت تناسلی او را برید و آن را در دریا افکند. از خروش خونینی که با این کار در دریا به وجود آمد، آفرودیته (َAphrodite) الهه ی عشق سکشوال (جسمانی) پدید آمد.پس از زخم زدن به پدر و سلب قدرت از او، کرونوس فرمانروای مطلق هستی شد. اما او نیز می ترسید که فرزندش مقام خداوندی او را تهدید کند، به همین جهت زمانی که خواهر و همسر او ریئا (Rhea) فرزندانشان هِستیا (Hestia)، دیمِتِر (Demeter)، هرا (Hera)، هادس (Hades)، و پوزئیدون (Poseidon) را به دنیا آورد کرونوس آن ها را بلعید. تنها کوچکترین فرزند، زئوس (Zeus) از این سرنوشت نجات یافت چرا که ریئا کرونوس را فریفت و به جای نوزاد، سنگی را پنهان و پیچیده در قنداق تقدیم او کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

Persephone

پرسِفِن (Persephone) فرزند زئوس و الهه ی گندم، حیات گیاهان، و کشت، دیمِتِر (Demeter)، بود. بعدها هادس (Hades) خداوند دنیای مردگان (Underworld) او را در حال چیدن گل در چمن زاری دید و ربود و به قلمرو پادشاهی خود در عالم مردگان برد تا همسرش گردد. مادر پرسِفِن، ماتم زده تمام زمین را برای پیدا کردن دخترش پیمود که در نتیجه ی غم زدگی او زمین باروری خویش را ازدست داد و قحطی بر جهان حکمفرما گشت. زئوس به هادس فرمان داد تا پرسِفِن را آزاد کند، اما هادس زیرکانه پیش از آزادی پرسِفِن به او اناری از دنیای مردگان داد که خوردن این انار موجب شد پرسِفِن مجبور گردد هر سال مدتی را در فروجهان سپری سازد. بازگشت او از جهان مردگان در هر سال مصادف با تولد دوباره ی طبیعت و آغاز بهار بود. این افسانه خصوصا در افسانه های الیوسیس (Eleusis) آمده است و در این شهر کوچک یونانی نزدیک به آتن، هر ساله همزمان با بازگشت پرسِفِن از سفرش به فروجهان جشن هایی مقدس برگزار می گردید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

میوس ها

میوس ها (Muses) نُه دختر زئوس و الهه خاطرات نماسینی (Mnemosyne)، قلمرو آواز، رقص، و موسیقی را در اختیار داشتند. فِیت ها (Fates) که همینطور به نام کلی مویرای (Moirai) شناخته شده اند، سه خواهر و الهه ای بودند که زندگی انسان ها و سرنوشت آن ها را کنترل می کردند و فرزندان زئوس و الهه قانون و عدالت جاودان، تمیس (Themis) بودند. ایرنی ها (Erinyes) الهه های باستانی و مهیبی بودند که از باروری زمین توسط خونی که از آلت قطع شده اورانوس بر آن ریخته بود به وجود آمده بودند. آنان هر چند مهیب و ترسناک بودند، اما وظیفه ای مهم و عادلانه در زمین بر عهده داشتند تا آنانی را که مرتکب قتل خویشانشان شده بودند را تعقیب نمایند. همانطور که در تصویر بالا اورستیس (Orestes) فرزند آگاممنون (Agamemnon) را که مرتکب قتل مادرش کلایتمنسترا١ (Clytemnestra) به خونخواهی پدرش شده بود را دنبال می کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

گربه

زماني که فرعون مصر " آخناتون " در حيات بود ، هيچکدام از خدايان مصري رسميت نداشتند و فقط آتن پرستيده مي شدو در واقع ميتوان گفت که در ان زمان عملا بر ضد خدايان مصر و بالخصوص بر ضد آمون و تثليث نخستين قيام شده و معابد اين خدايان متروک و ثروت اين معابد به معبد بزرگ آتن منتقل گشته بود و نام اين خدايان از سنگ نوشته ها و کتيبه هاي معابد و حتي از مقبر آمنحوتپ سوم پدر اخناتون در سلطنت پسر وي تحت نفوذ روحانيان عبادت و پرستش آمون بجاي اتن برقرار شد و نام فرعون جديد از توت عنخ آتن به توت عنخ آمون تبديل گرديد و طولي نکشيد که عبادت آمون همه جا معمول شد و در معبد وي بقدري ثروت جمع گرديد که با سه چهارم ثروت خدايان ديگر برابري ميکرد و در کتيبه رامسس سوم نقل شده که از جمله ثروت معبد آمون تعداد 81323 غلام و 421362 عدد دام و گوسفند ميباشد و روحانيون اين معبد به قدرت بسيار رسيدند تا به جايي که در زمان فراعنه سلسله بيستم سلطنت واقعي مصر در اختيار انان قرار داشت و مي توان گفت که خدايان در اين زمان مستقيما بوسيله روحانيون در سرزمين مصر سلطنت ميکردند و اين روحانيان تسلط خود را بسرزمين حبشه نيز وسعت دادند. معابد بزرگ آمون در شهر هاي طب ، لوکسور و کارناک برقرار بود و ويرانه هاي اين معابد در حال حاضر نظر هزاران جهانگرد و توريست را بخود جلب مي نمايد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

فرعون

آمون خداوندي است که قدرت و توانايي بفرعون عطا ميکرد و وي را بر دشمن پيروز مي گردانيد و به همين جهت است که اين خداوند در شهر طب يک خداوند ملي بشمار مي رفت و ان را بنام " آمون رع " سلطان خدايان لقب مي دادند و تصوير وي در مقبره ها مانند خداوندي است که در کشتي جاي گرفته و شب هنگام در مدت دوازده ساعت ، جهان زيرزمين را روشن ميکرد و در کتيبه ها و سنگ نوشته هاي معبد لوکسور نقل شده که جشن ولادت آمنهوتپ فرعون مصر در حقيقت جشن عشق و محبت آمون خداوند بزرگ خورشيد مي باشد.
پسر و جانشين آمنحوتپ در سال چهارم سلطنت خود درصدد بر امد اصلاحاتي در دين مصريان پديد آورد و دستور داد فقط دين و مذهب آتون يا آتن در تمام مصر به رسميت شناخته شود و آتن نام ديگر خداوند خورشيد است و وي نام خود را از آمنهوتپ به آخناتون تبديل نمود و پايتخت خود را از شهر طب به آخناتن نزديک شهر کنوني تل العماره تغيير داد و در اين شهر معبد جديد براي خداوند خود بنا کرد و در اين معبد هيچگونه مجسمه اي نصب ننمود و خداي خود را فقط در هيکل قرص خورشيد نمايان ساخت بحالتي که پرتو ان به اطراف پراکنده مي شد و وظايف روحاني را خود فرعون به عهده گرفت و مراسم عبادت و پرستش و عبادت در اين معبد مانند مراسمي بود که در عهد قديمتر در معبد خورشيد معمول بود .و در محوطه اين معبد يک ستون سنگي بنام " ابليسک " خورشيد بر پا کرد . در مراسم مذهبي فقط ميوه و نان پخش مي کردند و سرودي را که بوسيله خود اخناتون در ستايش خورشيد سروده شده بود مي خواندند و خورشيد را در اين سرود به صفت آفريننده آدمي و باني خيرات خطاب ميکردند و همه افراد در اين دين جديد اعم از اهل مصر يا بيگانه فرزندان آتن خداوند بزرگ بشمار ميرفتند و در اين عقيده يکنوع يکتا پرستي نهفته بود و حتي ساکنان متصرفات آسيايي فرعون را نيز شامل مي شد و در اين متصرفات ساکنان سوريه خداوندي موسوم به آدونيس و يا يهوديان خداي موسوم به آدونه را مي پرستيدند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه مادر

مصریان قدیم مى گفتند اوزیریس (خداى کشاورزى ) با خواهرش ‍ ایزیس (الهه مادر) ازدواج کرد و از ایشان فرزندى به نام هوروس (خداى آفتاب ) به دنیا آمد. اوزیریس به دست برادر خود به نام ست (خداى خشکسالى ) کشته شد. ایزیس جسد شوهر مقتول خویش اوزیریس را با زحمت فراوان به دست آورد و آن را به مصر برگرداند و پنهان کرد. هنگامى که ست از این قضیه آگاه شد جسد را پیدا کرد و آن را به چهارده قطعه پاره پاره ساخت و هر قطعه را در مکانى در مصر به خاک سپرد. آن مکانها به برکت پاره هاى آن جسد آباد و بارور شدند. هوروس که اکنون بزرگ شده بود، به خونخواهى پدر، با عموى خود جنگید و با آنکه یک چشم خود را از دست داد، بر عمو پیروز شد و او را اسیر کرد و نزد مادر خویش ایزیس آورد. ایزیس برادر شوهر خود را بخشید. آنگاه هوروس ‍ قطعات جسد پدر را به یکدیگر پیوند داد و به کمک خداى حکمت او را زنده کرد. اوزیریس از آن پس ، در جهان نماند و این عالم را به فرزندش ‍ هوروس سپرده به جهان زیر زمین رفت و فرمانرواى مردگان شد.
پرستش آفتاب در مناطق مختلف جهان سابقه اى دیرینه دارد و در مواردى از قرآن مجید (از جمله در سوره نمل ، آیه 24) به آن اشاره شده است . به راستى در میان تمام خدایانى که در کنار آفریدگار پرستیده مى شدند، هیچ یک از آنها برکات بى پایان خورشید را نداشت . در مصر قدیم براى ساعات مختلف روز، خدایانى که نماینده خورشید بودند، قرار داده شد: مثلا خداى بامداد خپرع ، خداى نیمروز رع و خداى شامگاهان اتوم بود.
همچنین سوسکى که سرگین گردان نامیده مى شود، نماینده خورشید در روى زمین به شمار مى رفت . مصریان قدیم آن حشره را بسیار مقدس ‍ مى دانستند و تصویر او را در طلسمات و بر سینه و پیشانى مجسمه پادشاهان ترسیم مى کردند و از آن برکت و نیکبختى مى خواستند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

خدایان رومی

کوئيرينوس:  کوئيرينوس نام خداوندي رومولوس،بنيان گذار شهر رم بود.

مان ها :  مان ها ارواح نيکوکار دربار هادس بودند که گاهي خدا به شمار مي آمدند و مورد پرستش قرار ميگرفتند. لمور ها :  لمورها يا لارواها ارواح مردگان گنه کار وپليد بودند که همه از آنها مي هراسيدند.

لوسينا : لوسينا را زماني ايلي تيا ي رومي ميدانستند که خداي زايمان بود ولي اين نام را معمولا به جاي جونو و ديانا بکار ميبرند.

پومونا و ورمونتس : در آغاز نوميناها و قدرتهايي بودند که از تاکستانها و باغها نگهداري ميکردند. اما بعد ها شخصيت و تجسم يافتند ودر داستاني آمده است که چگونه به عشق يکديگر گرفتار شدند.

 کامن ها :   کامن ها نخست الهه هايي مفيد و واقع گرا بودند و محافظ چشمه سارها و چاهها که هم پيشگويي ميکردند وهم بيماريها را درمان ميکردند.اما آن هنگام که خدايان يوناني به روم آمدند کامن ها را مشابه خدايان غير فعال وبيهوده مثل موزها به شمار آورده اند که فقط به علم و هنر مي انديشيده اند. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

خدایان مصر

آنوبيس :خداي شغال مانند ، خداي مردگان، حامي موميايي کنندگان

 آپيس: خداي باروري ، به شکل گاو نر نشان داده مي شد.

 آتن: خداي قرص خورشيد . در طي دوران سلطنت پادشاه ؛اخناتون ؛ به عنوان خداي متعال پرستيده ميشد

 باستت :الهه گربه ، حامي زنان باردار

 بس: خداي کوتوله ، حامي خانه و دور کننده ارواح شرور

 داموتف :خدايي با سر شغال حامي معده متوفيان

 گب:خداي زمين و باروري آن ، پدر (ازيريس) ، (ازيس) ، (نفتيس) و (سث) . غالبا يک غاز ماده روي سر  آن نقش مي شد .

 هاپي :با سر ميمون. حامي زبان در گذشتگان.

 ايم-ستي: حامي کبد درگذشتگان ، به شکل مردي موميايي شده تصوير مي شد .         

 ايزيس : الهه بزرگ آفرينش و زنده کننده مردگان ، همسر ايزيس و مادر هوروس .

 خپري : خداي سوسک سرگين غلتان ، نماد زايش دوباره . عقيده بر اين بود که هر روز خورشيد را به سمت آسمان هل مي دهد

 خنوم  :خداي قوچ سر، کسي که زندگي را بر روي صفحه چرخ کوزه گري خود به وجود آورد.

 خونسو : خداي ماه و شفا بخشي ، پسر آمون و موت .

 ماآت  :دختر ؛ را؛ مظهر حقيقت و دادرسي . غالبا با يک پر عمودي بالاي سرش نشان داده مي شود .

 مين :خداي باروري گياهان و جانوران .

 موت: الهه اي که اسم او به معناي مادر است . همسر آمون و مادر خونسو .

 نيث: الهه جنگ و آفرينش .غالبا دو نيزه متفاطع  بر روي يک سپر ، نشان اوست .

 نخبت : الهه کرکس حامي ونماد مصر عليي .

 نفتيس : خواهر ايزيس و ازيريس ، مادر آنوبيس ،حامي مردگان .

 نوت :الهه آسمان . گاهي به شکل پوشيده از ستارگان که به شکل کمان مانند بر روي همسرش (گب) خم شده نشان داده مي شود  .

 ازيريس : پادشاه جهان زيرين و خداي زايش دوباره، اولين قاضي مردگان  .

 پتح :خداي هستي بخش ، حامي هنرمندان و پيشه وران .

 کبح سنوف: شاهين سر ، حامي روده مردگان

 را :خداي خورشيد . پدر خدايان به وجود آورنده همه زندگي بر روي زمين و بهشت .

 سخمت: اله عقرب حامي زنان در هنگام وضع حمل .

 سراپيس : خداي دوران يوناني ، ترکيبي از (ازيريس) و (آپيس) .

 سث :خداي رعد و برق ، قاتل ازيريس و رقيب هورس.

 شو :خداي هوا ، معمولا در حالتي که آسمان را نگه داشته نشان داده مي شد .

 سبک :خداي کروکود يل ، پسر نيث .

 تفنوت:  خداي نم و رطوبت؛ همسر (شو) معمولا به صورت زني با سر شير نشان داده مي شد .

 ثوث  :خداي علم و نويسند گي به صورت لک لک مصري، مردي با سر لک لک مصري و يا ميمون نشان داده مي شد .

 واجت:  الهه کبري ، حامي و نماد مصر سفلي .  

 هوروس : خداي آسمان در هيات شاهين ، نشان ايزدي پادشاه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه های قدیم ایران

اهورامزدا :( خداي خدايان)

 زروان : ( زمان )

ميزدوشي: ( الهه وابسته به باروري و قدرت )

 نريسنگه : ( وابسته به پرستش آيين آتش )

برتکاميه : ( اين خدا ناشناخته است )

 هوريره : ( ايزد خورشيد طالع )

آناهيتا : ( الهه آب مقدس )

ميترا : ( خورشيد )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

Quetzalcoatl

کواتزال کواتل مهمترین الهه باستانی آمریکای مرکزی و خدای اصلی قوم آزتک (قومی سرخ پوست در مکزیک)‌ و یکی از الهه های قوم مایا است.کواتزال کواتل از زبان "ناهوتل"‌  (زبالن مایایی سرخپوستان)‌ نشات گرفته و به معنای مار بال و پر دار است.نیایش مار بال و پر دار نخستین بار در مذهب تئوتیکان ( مذهب باستانی رایج در آمریکای مرکزی) در ۴٠٠ سال قبل از میلاد مسیح به اثبات رسیده است. مرکز پرستش این دین در شهر "چولوکا" واقع در مرکز فلاتهای مکزیک است.قوم آزتک در مکزیک براین باورند که جایی که زندگی می کنند،‌ عقابی درحالیکه ماری را در چنگال داشته،‌ بر درخت کاکتوس نشسته است و در این مکان باتلاق بزرگی پدید آمده  و فرهنگ سرخپوستان آن محل را با نام آزتک شکل داده و این داستان نسل به نسل منتقل شده است.به نقل از "انریکو فلورسکانو"،‌ باستان شناس فرهنگهای پیشین،‌ کواتزال کواتل ، این الهه مار بال و پر دار در مذهب "تئوتیکان" ، یکی از خدایان سه گانه کشاورزی بوده است. اولین خدا،‌ خدای غارها بوده که سمبل مادری،‌ تولید مثل و حیات است. دومین خدا، الهه "تلالوک" (tlaloc ) است که الهه باران، روشنایی و صاعقه است و سومین خدا، کواتزال کواتل، مار بال و پر دار، الهه تجدید حیات گیاهان بوده است در فرهنگ مایا، کواتزال کواتل ، الهه ونوس نیز هست چراکه با این ستاره ، پیوندی نزدیک دارد. ستاره ونوس نشان دهنده  آغاز فصل باران و تجدید حیات است.کواتزال کواتل یا مار بال و پردار، یکی از مهمترین الهه های معبد خدایان قوم آزتک است که در کنار الهه های دیگر این قوم همچون تلاکوک، تزکاتلیپوکا و هوتیزپوچتل ، زندگی می کند. کواتزال کواتل خدای آب نیز هست و روح آب است که در پیچ و خم رودخانه ها، جریان دارد.در فرهنگ باستان آمریکای مرکزی، مردم براین باورند که چهار مسیر در مرکز زمین توسط چهار خالق ساخته شده که آسمان روی این چهار ستون برپاست و الهه کواتزال کواتل با شراکت الهه دیگری به نام "تزکاتلیپوکا" (tezcatlipoca ) ، (تصویر تزکاتلیپوکا) این چهار خالق حامل زمین و آسمان را کمک و مساعدت می کنند. این دو الهه داخل جسم روح زمین (که نام او تلاتکوتلی است) شده اند و به قلب او رخنه کرده اند و با کمک سایر الهه ها، عرش را برافراشته نگاه داشته اند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه باروری، خوشبختی و عشق

فریجا، یکی از الهه های باستانی در فرهنگ آلمانی است که معنای نام او "بانو" است. این بانوی زیبا، الهه باروری، خوشبختی و عشق است.

درخت زیزفون نیز سمبل مقدس این الهه به شمار می رود.

"فریجا" دختر الهه دریا "ان جورد" و "اسکادی" است و با بسیاری از الهه های باستانی آلمان نیز خویشاوند است. اما ناگهان تمام خویشاوندانش ناپدید می شوند و او سوگوار تمام جهان را به دنبال آنها می گردد.

در این گشت و گذار او اشکهای طلایی اش را فراموش می کند. وقتی این اشکها به دریا می ریزند، کهربا می شوند.

فریجا در "فلکوانگ" در آسکارد زندگی می کند. فلکوانگ نهمین اقامتگاه الهه های آلمانی است.

فریجا، بانوی گربه ها نیز هست. او دلیل جنگ و دعوای گربه ها ست و نخستین بار دو گربه به نامهای "بیگول" و "ترجگول" سر گردن بند فریجا با هم دعوا می کنند. علامت مشخصه فریجا، گردن بند اوست.

فریجا مالک یک لباس جادویی شاهین نیز هست که با آن می تواند همچون یک باز در آسمان پرواز کند.

فریجا برجسته ترین الهه اسطوره ای در شمال اروپاست. در سوئد و نروژ، مکانهای زیادی به اسم او، نامگذاری شده اند.

فریجا با صدای دلنشینی، ترانه عشق را می خواند و در مواقع عشق او را می خوانند و امواج صدای دل نشینش، طنین افکن می شود.

فریجا به همراه برادرش فریر به عنوان قدرتهای لطیف مطرح هستند.

الهه های زیادی در دام عشق فریجا افتاده اند.

یکی از القاب فریجا، جفجون است. فریجا القاب زیادی دارد  از جمله ماردول، هورن، گفن، سور، فریا و فری.

روز جمعه به فریجا، این الهه زیبا تعلق دارد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه زراعت

ساتورن در اساطیر روم باستان، الهه زراعت و کشاورزی است و سمبل دوران طلایی اساطیر است.

در عقاید قرون وسطی، ساتورن نشانه بدبختی، نگرانی، مالیخولیا، بیماری و کارسخت است گرچه مظهر نظم و انظباط هم هست.

ساتورن یکی از الهه های قدرتمند و حامی بذر و دانه و کشت است.

ساتورن به همراه همسرش اپس ops ، یاریگر درو و برداشت محصول است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه باستانی یون

 اسکیلا، الهه باستانی یونان که به آن در زبان یونانی، اسزیلا هم می گویند. اسکیلا یک هیولای دریا در اساطیر یونان است که بالاتنه آن یک زن جوان و در پایین آن شش سگ روییده است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

Damallah

دامبالاه  ( Damallah  ) که یکی از الهه های اصلی  وودو است به صور یک مار ترسیم می شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

Fafner درآغوش گیرنده

 الهه ای باستانی اروپایی که به نامهای فافنر و فانیر نیز خوانده شده استر.

فافنیر پسر هرایدمار Hreidmar است. دو برادر به نامهای اتار Ottar و رگین Regin دارد.

هنگامی که الهه های ادین  Odin ، هونیر Hönir و لوکی Loki در آبشار آندوارافرز Andwarafors به افعی برخوردند،‌ لوکی افعی را با یک سنگ کشت. اما افعی در حقیقت یکی از پسران هرایدمار بود که به افعی تغییر شکل داده بود. الهه های خطاکار برای معذرت خواهی بایستی پوست افعی را پر از طلا می کردند و در غیراین صورت اودین و همراهانش بخشوده نمی شدند.

الهه لوکی موفق شد با تور مخصوص الهه دریا از آبشار آندوارفرز یک اردک ماهی شکار کند که این ماهی نیز در حقیقت یک کوتوله تغییر شکل یافته به اسم آندواری Andwari بود. الهه ها از او خواستند در ازای آزادیش، به آنها گنج بدهد. کوتوله هم قبول کرد و تمام گنجش به جز حلقه ای به نام آندوارینایت Andvarinaut را به آنها داد.اما لوکی آن حلقه را هم طلب کرد. برای همین کوتوله حلقه را نفرین کرد.

الهه ها لاشه افعی را با طلا پر کردند و آن را پوشاندند. گنج کاملا پوست افعی را پر کرد و فقط یک فضای خیلی کوچک باقی مانده بود. بالاخره لوکی آنجا را با آن حلقه نفرین شده پر کرد.

اما وقتی این گنج به دست هرایدمار رسید،‌ او را به کشتن داد. چون از تقسیم گنج اجتناب کرد و پسرش فافنیر او را با شمشیر کشت. فافنیر شریر حتی برادرش رگین را به مرگ تهدید کرد چون می خواست گنج را به تنهایی صاحب شود. طمع سیری ناپذیر به طلا،‌ فافنیر را به یک اژدها تبدیل کرد.

فافنیر غاری در گنیتاهایده Gnitaheide حفر کرد و در آنجا از گنجش حفاظت می کرد. فافنیر غیر از اندام اژدها مانندش ،‌ کلاه خود اوگیشالمر Oegishalmr را پوشیده که چهره وحشتناک تری به او داده است.

در این میان رگین (برادر فافنیر) قهرمان جوانی به نام زیگورد Sigurd (=Siegfried  (زیگفرید)‌ را به فرزند خواندگی می پذیرد. این قهرمان با آهنگری، شمشیر اندوه را می سازد که ضربه آن به دست زیگورد به فافنیر،‌ کار او را تمام می کند. زیگورد برسر راه فافنیر که از غار به سوی چشمه می رفت تا آب بخورد گودال کوچکی کند و آنجا کمین کرد و با شمشیرش به اژدها حمله کرد.

فافنیر هنگام مرگ قول داد که او نفرین گنج را زنده نگاه می دارد. بدن اژدها بین کوتوله ها تقسیم شد. وقتی اژدها مرد، زیگورد در خون او حمام کرد و رویین تن شد البته به جز قسمتی از بدنش، چون در همان موقع برگی از درخت زیزفون میان شانه هایش افتاد و آنجا رویین تن نشد.

بالاخره گنج باعث مرگ زیگورد به دست هاگن شد و پیشگویی اژدها درباره زیگورد ، قهرمان خورشید،‌درست از آب درآمد که این داستان شبیه داستان آپولو است. آپولو،‌ الهه خورشید یونانی که اژدهای پیتون را به اعماق زمین پرت کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

الهه های باستان

١- آسگارد:  جهان خدایان و الهه ها- فرمانروای این جهان ادین odin است. آسگارد مکان الهه های آسن است که نگهبان آنها هایم دال heimdall نام دارد.

2- لیشت آلف هایم- جایگاه موجودات بدوی (الف ها) که فرمانروای این جهان فریر freyer است و نگهبان الف ها ، دلینگ delling نام دارد.

3- موس پل هایم- جهان گرما - گدازه- جرقه های آتشبار پرنده - در این جهان موجودات و هیولاهای آتشین زندگی می کنند که فرمانروا و حاکمشان هیولایی به نام زورت surt است.

4- واناهایم (سرزمین وانن ها) که فرمانروای آنها انجورد است.

5- میدگارد - جهان میانی که انسانها در آن زندگی می کنند.

6- اسوارت آلف هایم - جهان زیرزمین - جایگاه محبوسان زمین- خالقان مواد معدنی و کوتوله ها

7- جوتون هایم- قلمرو هیولاها و نیروهای خشن و ویران کننده طبیعت که فرمانروای آن دریمر است.

8- نیفل هایم - جهان یخ ها - نیروهای متمرکز تاریکی و مه ابدی - در این سرزمین اژدهای نیدهوگ (موجودی شبیه افعی که نماد تمام زشتی های این جهان است) زندگی می کند.

9- هل - جهان مردگان (مکان آرامش و سستی ابدی) - نگهبان آن سگی به نام گارم است و ملکه الهه های مردگان به نام هل بر این جهان حکمرانی می کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

درخت Yggdrasil

یگ دراسیل یا ایگ دراسیل  Yggdrasil نام درخت کهنسال جهان بر طبق باور اساطیر اسکاندیناوی است که همه ٩ جهان روی دو طرف آن قرار دارند. اسم این درخت ون از یگ (نام اسب ادین) و سه اژدها برگرفته شده است که به آن "اسب آن یگانه هراس انگیز" هم می گویند. در بسیاری از اساطیر و فرهنگ مردم دنیا (سلت و بین النهرین و اروپا) از این درخت نام برده شده است و چگونگی آفرینش را براساس این درخت زبان گنجشک  تصور می کنند.

 در بالای این درخت شاهینی (گاه خروس طلایی) دیده می شود که گفته می شود این شاهین مظهر خرد است و روی درخت «ایگ دراسیل» نشسته  و به مفهوم نوری است که با مار تاریکی می ستیزد.

این درخت بزرگترین و بهترین درخت در عالم است که به آسمان زمین و جهنم ، گره خورده است. نوک این درخت برفراز آسمان سرزمین آسگارد (نام اقامتگاه خدایان و الهه ها) است و شاخه هایش از میان جهانها می گذرد و ریشه هایش در ژرفاها قرار دارد که زیر این ریشه ها، سه چشمه مقدس روانند و مکان دیوها نیز هست.

خطرات متعددی همواره ایگدراسیل را تهدید می‌کنند؛ چهار گوزن (در بعضی نسخه‌ها چهار اسب) در میان شاخه‌های ایگدراسیل زندگی می‌کنند که دائما جوانه‌ها و برگهای درخت را میجوند. این چهار گوزن نماد و سمبلی از چهار باد (باز هم در بعضی نسخه‌ها چهار فصل) هستند.

 ریشه‌های درخت نیز توسط افعیهای نیفلهایم یعنی، نیدهاگ، گراباک، گرافوولوث، گوین و موین جویده می‌شوند.

ایگ دراسیل درخت سرنوشت است که دائما جوانه می زند. در برخی اساطیر این درخت حامل سه جهان است. جهان آسگارد (جهان خدایان و الهه ها) - جهان میدگارد (جهان انسانها) و جهان اوتگارد (جهانی که سایر موجودات مانند هیولا، کوتوله ها، دیوها و ... در آن زندگی می کنند.). اما بیشتر گفته می شود که در این درخت ٩ جهان است.

(جهنم در کمدی الهی دانته آلیگیری نیز ٩ طبقه است)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

آشنایی با خدایان باستان

آپولون ................... خدای موسيقی و پيشگويی و نباتات

آتنا ............................................. رب النوع عقل و هنر

آرتميس .......................................... الهه زمین و شكار

آفرودیت ....................................... الهه عشق و زيبايی

آنو........................................................ خدای آسمان

انيل ....................................................... خدای زمین

اوشنوس ........................................ خدای اقيانوس ها

ايشتار ...................................... خدای عشق و باروری

سيس ........................................................ الهه دریا

دثا ........................................................... الهه سیل

دمتر ....................................................... الهه زراعت

زئوس .................................................. خدای خدایان

شاماس ............................................. خدای خورشيد

ماكوس ................................................... الهه شراب

مريخ مارس ............................................ خدای جنگ

ناناز .......................................................... خدا ماه

نپتون ................................................. خدای درياها

ولكان ................................................... خدای آتش

ومته ............................................. الهه خير و نيكی

هركول .............................................. الهه شجاعت

هرمس .............................................. خدای تجارت

هستا ............................................ ...... الهه آتش

هفائيس توس .................................... خدای صنعت

یرس .................................................... الهه گناه

هادس............................................. خداي مردگان

ديمتر.................................الهه ي ميوه ها و گياهان

هفائستوس.................................... رب النوع زرگران

كرونوس......................................فرمانرواي تايتان ها

آمفريته...........................الهه ي درياهاهمسر پوزيدون

نميسيس...........................................الهه ي انتقام

كلوتو,لاچه سيس,آترپوس..................سه الهه ي تقدير

پن...................................................ياور شكارچيان

پوزئیدون.......................................خدای اقیانوس ها

اریس......................................................الهه نفاق

آرس.....................................................خدای جنگ

پرسفون...............................................الهه ی شکار

...................................................ا لهه دریا ها آشیل

پالاس................................... یکی دیگه از خدایان جنگ

فوبوس................................................... الهه ی آفتاب

باکوس............................................ ..الهه خوشگذرانی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

یاداوری گذشته

يونانيان مي گويند وقتي بين سه خداي اصلي يعني زئوس، پوزئيدون و هادس پشك انداختند آسمان ها به زئوس، زمين به پوزئيدون و زير زمين به هادس رسيد. اين ها هر سه با هم برادرند و پسران كورونوس خداي كشت و زرع اند. كورونوس در ديار هادس است و در غياب وي زئوس تواناترين خدايان به شمار مي رود.1- زئوس(ژوپيتر روميان) تواناترين خدايان يونان بود و وي را رب النوع آسمان و باران و تندر مي دانستند و معتقد بودند كه سلطنت از اوست و برخي شاهان يونان خود را از بازماندگان وي مي شمردند و خوشبختي و بدبختي را از او مي دانستند.2- آرس (مارس روميان) پسر زئوس و هرا، خداي توفان هاي شمال بود و قحط و طاعون و كشتار را از او مي دانستند و به همين جهت خداي جنگ هم بود.3- هرا(ژنون روميان) همسر زئوس و الهه آسمان و ماه و زناشويي، هرا پاسبان زنان شوهردار و پشتيبان ايشان در زادن بود.4- هفائيستون(وولكن روميان) خداي آتش و بدين جهت خداي آهنگران و آهنگري نيز بود. هومر ساختن جوشن و اسلحه آخيلوس(آشيل) را از او دانسته است.5- آتنه(مينرو روميان) الهه آذرخش بود و او را پشتيبان مردان جنگي مي دانستند كه سپر خود را به روي ايشان مي كشيد و ايشان را در ميان ابرها پنهان مي كرد و اين نكات را كرارا هومر در ايلياد آورده است. همچنين وي الهه هوش و خرد و هنر بود و او را خداي كشاورزي نيز مي دانستند.6- هرمس(مركور روميان) خداي باد و نيز رب النوع سخن آوري و اختراع هاي ظريف و فصاحت و خط و دانش ها و كشتي راني و راه ها و بازرگاني و موسيقي بود. يونانيان هرمس را مخترع ني و چنگ مي دانستند.7- فوبوس(آپولون روميان) خداي آفتاب و به معني درخشان است او را همچنين خداي چراگاه ها و پاسبان گله هاي گاوان مي دانستند. فوبوس خداي جواني و ورزش هم بود و ورزشكاران و كشتي گيران و دوندگان و شكارافگانان را پشتيباني مي كرد و خداي پيشگويي و معجزه و شعر و موسيقي بود.8- آرتميس(ديان روميان) الهه زمين و چشمه سارها و رودها و درياچه ها و مرداب ها بود و يونانيان آن را خونخوار و مورد پرستش مردم وحشي مي دانستند كه آدمي زادگان را براي او قرباني مي كردند.9- آفروديت(ونوس روميان) الهه بار آوردن زمين و گل ها و باغ ها و نيز زيبايي و عشق بود. ( در كردي به باكره آفرت و به دختر دوت مي گويند. البته كچ، كنيشك و كني هم به دختران مي گويند)10- هادس(پلوتون روميان) به معني ناپديد است و وي در نظر يونانيان فرمان رواي زير زمين بود. به همين جهت او را زئوس زير زمين هم مي گفتند و نيز خداي مردگان، گنج ها و تخم هايي كه در زير زمين نهفته بود.11- پوزيئدون( نپتون روميان) فرمان رواي آب ها و خداي دريا و چشمه سارها و نيز كسي كه زمين در آغوش او يا روي شانه هاي او بود و هر گاه كه مي خواست مي توانست آن را بلرزاند.12- دمتر(سرس روميان) الهه زمين و كشاورزي و خرمن بود.13- كوره(پرسفون يا پروزرپين روميان) دختر دمتر و الهه روييدن گياهان.14- ديونيزوس(باكوس روميان) خداي رويانيدن گياهان و باده و انگور چيني و مستي بود. بعضي عقيده دارند كه ديونيزوس از خدايان هند بوده كه يونانيان نيز آن را پرستيده اند.15- رئا(سيبل روميان) خواهر و همسر كرونوس و مظهر طبيعت و زمين بارآور و كشت ناكرده بود و او را مادر بيشتر خدايان مي دانستند.16- نره خداي درياي آرام كه هرگز با كشتي ها ناسازگار نبود و خدايي ملايم و دادگر به شمار مي آمد.يك سري ديگر از خدايان يونان خدايان محلي بودند و قلمرو محدودي داشتند. مثلا كاليپسو الهه آب در جزيره اوژيژي بود كه اوليس را سال ها در آنجا نگه داشت و يا سيرسه كه راز همه گياهان را مي دانست تنها در قلمرو جزيره سيرسه خدايي مي كرد. او با دارويي همه ياران اوليس را به خوك تبديل كرد اما اوليس وقتي در جست و جوي شان به خانه سيرسه نزديك مي شد، هرمس از راه رسيد و او را آگاه كرد و به او گياهي داد تا جادوي سيرسه كارگر نيفتد.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

Hades

هادس , در قرعه كشي با برادرانش , بدترين سهم را برنده شد و آن جهان زيرزمين يا دنياي مردگان است . از آنجايي كه رعاياي هادس را مردگان تشكيل ميدادند , او به كساني كه موجب افزايش جمعيت سرزمينش ميشدند بسيار علاقه داشت . مانند اريني ها Erinnyes يا خشم و نااميدي , كه كارشان تعقيب گناهكاران و سوق دادن آنها به سمت خودكشي بود.هادس به دليل حكومت بر زيرزمين , صاحب معادن زيرزميني هم بود و خداي پروت هم به شمار مي رفت.همسر او پرسفونه بود كه توسط هادس ربوده شده بود . هادس خداي جهان مردگان بود اما خداي مرگ نبود , تاناتوس Thanatos خداي مرگ بود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط صالح   | 

مطالب قدیمی‌تر